چه شبا پنجره رو بستم تا عطر یادت نره از خونه من
چه شبا که یاد تو بارون شد تا سرازیر شه از گونه من
چه شبا که با خودم جنگیدم بلکه سرنوشتمو عوض کنم
عشق با من متولد شده بود نمیشد سرشتمو عوض کنم
کاش مهرت به دلم نمینشست تا که مبتلای پاییز نشم
عشق من کاش ندیده و بودمت و تا با تنهایی گلاویز نشم
کاش ای کاش کنارم بودی تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت با گذشته خودم میجنگم
***
حتی تو تلخترین لحظه ها هیشکی اندازه تو شیرین نیست
حتی تو شاد ترین لحظه ها هیچکی اندازه من غمگین نیست
بغضمثل رود راهی میشه و توی دریای گلو میریزه
بین ما سنگترین دیواره اما عاقبت فرو میریزه
کاش مهرت به دلم نمینشست تا که مبتلای پاییز نشم
عشق من کاش ندیده بودمت تا با تنهایی گلاویز نشم
کاش ای کاش کنارم بودی تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت با گذشته خودم میجنگم
ما را در سایت در وجودم تویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83